نشسته در اگر (شعر)

علی نگهبان:

می‌نشینم در آفتاب ایوان جنوبی

تپه‌های روبرو سفیدند از برف

سگ همسایه زیر درخت حیاطشان، تنها جایی که برف ننشسته، سنده‌ای می‌اندازد

تنها چیز رمانتیکی که پیرامونم مانده است – همین!

شمار دوستان در خاک نهاده‌ام روز به روز بیشتر می‌شود

مادرم در انتظار من

من در انتظار خبرهای شوم بیشتر

در اگر نشسته‌ام و می‌شمارم ای‌کاش‌هایم را.

  • پدید آورنده :

نوشته‌های همانند

  • نظریه فرهنگ، برخورد فرهنگها و کاربرد شیوه‌های حل ستیزه

    کوین اَوروک برگرداننده: علی نگهبان «در این نوشتار قصد دارم که بر یک نظریه‌ی فرهنگی خاص تمرکز کنم، نظریه‌ای که از […]

  • کنش بی‌خشونت

      مفهوم‌های بنیادین ساتیاگراها: مكتب خشونت‌پرهيزی گاندی ۱. «ساتیا» واژه‌ای سانسکریت به معنی حقيقت است؛ به طور ضمنی معنی‌هایی هم‌چون ذهنيت باز، صداقت، و انصاف […]

  • نشسته در اگر (شعر)

    علی نگهبان: می‌نشینم در آفتاب ایوان جنوبی تپه‌های روبرو سفیدند از برف سگ همسایه زیر درخت حیاطشان، تنها جایی که […]

  • میان بهشت و جنگ آخرالزمان

    مارک گوپین؛ برگردان: علی نگهبان میان مذهب و حل منازعه ترسیم یک حوزه‌ی نوین مطالعه همه‌ی مذهب‌های عمده‌ی جهان، در […]